نظارت بر بخش مالی ضروری است
هنوز پاسخ قطعی برای این سوال که چه چیز به بحران انجامید، وجود ندارد. بحران مالی سال ۲۰۰۹- ۲۰۰۸ در حال پایان گرفتن است؛ اما همچنان کارشناسان در مورد دلایل وقوع آن بحث میکنند، اتاقهای فکر به همفکری میپردازند و چهار کمیته کنگره و کمیسیون تحقیق در مورد بحران مالی، دلایل وقوع بحران اخیر را بررسی میکنند؛ اما واقعا چرا این بحران اتفاق افتاد؟
در مورد بحران مالی اخیر تنها در برخی از موارد جزئی توافقی نسبی وجود دارد. همه موافقند که حباب مسکن در سال ۲۰۰۷، ترکید و باعث شد که درصد زیادی از وامهای کم اعتبار اعطا شده نکول شوند. بیر استرنز در مارس ۲۰۰۸ به خاطر بحران وامهای رهنی دچار مشکل شد و همین امر به وخامت اوضاع افزود. بالاخره زمانی که دولت اعلام کرد تصمیم ندارد لمان برادرز را نجات ندهد، رکود جهانی ناگزیر شد. لمان برادرز بزرگترین ورشکستگی تاریخ را تجربه کرد و پس از آن رکود اقتصادی قطعی شد؛ اما از این جا به بعد توافقها به پایان میرسد.
در واقع هنوز در مورد شرط کافی وقوع بحران (یعنی عاملی که حتی در صورت عدم وجود دیگر عوامل باز هم به بحران میانجامید) اتفاق نظری وجود ندارد. در این بین تعداد زیادی شرط لازم –یعنی فاکتورهایی که بدون آنها بحران اتفاق نمیافتاد- نیز معرفی میشود.
اغلب تحلیل گران معتقدند که آلن گریناسپن، رییس سابق فدرال رزرو اشتباهات مهمی را مرتکب شده است. اقتصاددانان محافظه کار-که به شدت مخالف سیاستهای تورم زا هستند- گریناسپن را به خاطر پایین نگه داشتن نرخهای بهره بین سالهای ۲۰۰۳ و ۲۰۰۵ مقصر میدانند. آنها معتقدند این اقدام گریناسپن به تشکیل حباب بازار املاک و حباب اعتبار انجامید. جان تیلور استاد استنفورد و مشاور سابق ریگان معتقد است که سیاستهای پولی انبساطی فدرال رزرو باعث شد که بانکها و مردم رویکردی غیرمسوولانه نسبت به وام دادن و وام گرفتن اتخاذ کنند.
تأمین مالی بخش کشاورزی، به معنای ایجاد رفاه و کاهش ریسک های مالی تولید در این بخش است که از ضروریات اقتصادی کشورمان محسوب می شود.
پس از وقوع انقلاب صنعتی، توسعه بخش کشاورزی نیز منوط به بهره برداری از امکانات مدرن و صنعتی در این بخش شد. امروزه در کشور ما به دلیل کمبود سرمایه و انحراف برنامه هایی که در رابطه با توسعه صنعتی بخش کشاورزی تدوین شده بودند، هنوز بخش کشاورزی ایران در باتلاق سُنت گرفتار است. متأسفانه گاهی نسبت به این حقیقت که مزیت های موجود در بخش کشاورزی ایران در جهان بی نظیر هستند دچار تردید می شویم.
اگر بدانیم کشاورزی ایران بر خلاف نفت، درآمد سرشاری است که بی منتها است، می توان بر این بخش تمرکز بیشتری داشت. ۳۷ میلیون هکتار اراضی مستعد کشاورزی و در حدود ۴/۱۰۲ میلیون هکتار جنگل و مرتع به اضافه ۱۳۰ میلیارد متر مکعب آب قابل استحصال شوخی نیستند. کشور ما توانایی استفاده از شرایط اقلیمی چهار فصل را دارا است و این امر به معنای اتکا به ظرفیتی پایان ناپذیر است. شاید خشکسالی های گاه و بیگاه منطقه و جهان، تردیدهایی را از قابل اتکا بودن بخش کشاورزی در ذهن القا کنند، اما می توان با استفاده از روش های علمی و با تکیه بر دانش روز آبیاری، اتلاف منابع آبی را به حداقل رساند. بررسی های مرکز پژوهش های مجلس شورای اسلامی، مبیّن این حقیقت است که متوسط سهم ارزش افزوده بخش کشاورزی از محصول ناخالص داخلی کشور طی سال های پیش از انقلاب ۷/۷ درصد و میانگین نرخ رشد سالانه ارزش افزوده این بخش ۴/۵ درصد بوده است که این رقم در سال ۷۶ به حدود ۹/۱۵ درصد ارتقا یافته است. مهمترین دلیل افزایش این رقم را باید در کاهش اتکای دولت به درآمدهای نفتی در نتیجه وقوع خرابی های ناشی از جنگ تحمیلی جست و جو کرد. در سال ۷۶ متوسط سهم بخش کشاورزی به ۶/۱۲ درصد و میانگین رشد سالانه ارزش افزوده به ۵/۴ درصد رسید.
بشر از قرنها پیش به وجود نفت پی برده بود و این ماده روغنی شکل و اعجابآمیز از دیر باز مورد استفاده پیشینیان بوده است. نفت را OIL یا Petroleum (روغن سنگ) مینامند. در زبان اوستایی نپتا به معنی روغن معدنی است که کلدانیها و عربها آن را از فارسی گرفته و نفت خواندهاند. هماکنون بیش از دوسوم انرژی مصرفی جهان از نفت تامین میشود. نظریات متعددی راجع به منشاء نفت و گاز ابراز شده است که اولین فرضیه ها برای تشکیل هیدروکربنها با منشاء غیر آلی نظیر منشاء آتشفشانی، شیمیائی و فضائی ارائه گردیده است. لکن امروزه در خصوص منشاء آلی هیدروکربها اتفاق نظر وجود دارد. این مواد آلی می تواند بقایای گیاهان و حیوانات خشکی و دریائی عمدتا" پلانکتونها باشد.به طور دقیق تر در دریا و اقیانوس دو دسته تولیدکننده اصلی ماده آلی مناسب برای تبدیل به نفت داریم: فیتوپلانکتونها( دیاتومه ,داینوفلاژله, جلبک سبزآبی) زئوپلانکتونها وجانوران عالیتر تغذیه کننده از فیتوپلانکتونها برای اینکه تولید مواد آلی در محیط آبی به میزان مناسبی باشد,دو عامل دخیلند:
۱) ضخامت زون نور دار
۲) میزان ورود مواد مغذی به زون نوردار( مواد مغذی که برای رشد گیاهان و جانوران مفیدند همانا فسفاتها ونیتراتها و اکسیژن هستند.) بنابه این توضیحات بیشترین تولید مواد آلی در دو ناحیه عمده در حواشی قاره هاست که عبارتند از آبهای کم عمق فلات قاره و زونهای چسبیده به محیطهای قاره ای که جریان روبه بالای آبهای سرد و عمیق اقیانوسی را پذیرا می شوند. در چنین محیطهایی که تولید مواد آلی زیاد است,با رخدادن طوفان ومخلوط شدن آبهای بی اکسیژن واکسیژندار , ویا ازدیاد تولید جانداران وکم شدن اکسیژن , گروهی از جانداران دچار مرگ و میر گروهی میشوندو در کف محیط رویهم انباشته میشوند. اهمیت پلانکتونها در تشکیل نفت از آنجا ناشی می شود که آب دریا ناحیه مساعدی جهت تکثیر پلانکتونها می باشد و تعداد آنها نیز در آب دریا بسیار زیاد می باشد. پلانکتونها به علت سرعت رشد و کوچکی جثه، ماده آلی مناسبی است که به سهولت به وسیله رسوبات ریز دانه مدفون گشته و مصون از اکسید شدن در رسوبات باقیمانده و هیدروکربن را تولید می نماید. طبق نظریات جدید مواد مختلف آلی ته نشین شده با رسوبات نرم هنگام دیاژنز (سنگ شدن) تبدیل به یک ماده واسط بین ماده آلی و هیدروکربن می گردد. این ماده واسط کروژن (Kerogn) نامیده می شود. کروژن یک ماده جامد نامحلول آلی است که محصول دیاژنتیک مواد آلی است. توان تولیدی کروژنها برای تولید نفت و گاز متفاوت است.
نفت تشکیل یافته به علت مایع بودن و همچنین به علت خاصیت موئینگی محیط خود از خلال سنگها گذشته، زیر یک طبقه غیر قابل نفوذ در بالاترین قسمت یک چینخوردگی که تاقدیس نامیده میشود، ذخیره میگردد.
بررسی عوامل مشترک مخازن نفت و گاز نشان می دهد که:
|